ترازوی بقال
امانتداری در کوچکترین کارها
مشتری رفته بود و بقال متوجه شد که ده گرم کمتر داده. مغازه را بست و در کوچهها دنبالش گشت.
- امانت
- صداقت
- کسب حلال
قصص انبیا، حکایات چهارده معصوم علیهمالسلام و داستانهای اخلاقی. هر روایت با مأخذ مشخص و یک بخش «آنچه از این حکایت میماند».
۲۰ داستان یافت شد
امانتداری در کوچکترین کارها
مشتری رفته بود و بقال متوجه شد که ده گرم کمتر داده. مغازه را بست و در کوچهها دنبالش گشت.
شهادت امیرالمؤمنین علیهالسلام
ضربت که فرود آمد، گفت: «به خدای کعبه رستگار شدم.» و در واپسین وصیتش، از قاتلش خواست که با او به مدارا رفتار کنند.
حکایت نگهداشتن حرمت رفاقت
یکی رنجش را بر شن نوشت تا باد ببرد، و محبت را بر سنگ حک کرد تا بماند. و همین، رفاقتشان را نجات داد.
بانویی که در خانهاش، آسمان میگریست
در شب عروسی، پیراهن نو خود را به سائل بخشید. و در مسجد مدینه، خطبهای خواند که هزار و چهارصد سال است در برابرش سکوت شده.
نیمهٔ شعبان و معنای انتظار
انتظار، نشستن و چشم به راه ماندن نیست. روایت میگوید بهترین عمل، «انتظار فرج» است — و فرج، از دستان ما آغاز میشود.
صلحی که جنگ بود
او را کریم اهلبیت خواندند، چون هرگز به سائلی «نه» نگفت. و صلحی کرد که بسیاری نفهمیدند — تا سالها بعد.
آخرین پیام حجةالوداع
در گرمای سوزان صحرا، صد هزار نفر را نگه داشت. منبری از جهاز شتران ساخت و دست علی را بالا برد.
آیهای که برای یک شب نازل شد
چهل شمشیر پشت در بود. پیامبر گفت: «در بستر من بخواب.» و علی تنها یک سؤال کرد: «آیا با این کار، جان شما سالم میماند؟»
چهل روز پس از عاشورا
اگر زینب نبود، کربلا در کربلا میماند. او خون برادر را به پیام تبدیل کرد و کاروان اسیران را به یک منبر سیار.