سال دهم هجری بود. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله آخرین حج خود را به جا آورد — حجی که بعدها «حجةالوداع» نامیده شد، حج وداع.
در این سفر، بیش از صد هزار نفر همراهش بودند.
توقف در غدیر خم
در راه بازگشت، کاروان به منطقهای رسید به نام «غدیر خم» — دوراهیای که مسیر اهل مدینه، مصر و عراق از هم جدا میشد.
ظهر بود و گرما بیداد میکرد. ناگاه جبرئیل نازل شد:
«ای پیامبر! آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده ابلاغ کن؛ و اگر نکنی، رسالتش را نرساندهای. و خداوند تو را از مردم حفظ میکند.»
پیامبر دستور توقف داد. کسانی که جلو رفته بودند بازگردانده شدند و منتظر ماندند تا عقبماندگان برسند.
از جهاز شتران، منبری ساختند. گرما چنان بود که مردم گوشهٔ عبا را زیر پا میگذاشتند.
خطبه
پیامبر بر آن منبر رفت و خطبهای خواند. نخست حمد خدا گفت و سپس فرمود:
«نزدیک است که دعوت حق را لبیک گویم و از میان شما بروم. من در میان شما دو چیز گرانبها میگذارم: کتاب خدا و عترتم، اهلبیتم. این دو هرگز از هم جدا نمیشوند تا در حوض کوثر بر من وارد شوند.»
سپس پرسید: «آیا من بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر نیستم؟»
همه گفتند: «آری ای رسول خدا.»
آنگاه دست علی بن ابیطالب علیهالسلام را گرفت و چندان بالا برد که سفیدی زیر بازوان هر دو نمایان شد و فرمود:
«مَن کنتُ مولاه فهذا علیٌّ مولاه» — هر که من مولای اویم، این علی مولای اوست.
و افزود:
«اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه، و انصر من نصره، و اخذل من خذله.» خدایا! دوست بدار آن که او را دوست بدارد، و دشمن بدار آن که با او دشمنی کند.
آیهٔ اکمال
پس از این اعلام، این آیه نازل شد:
«الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا» امروز دین شما را برایتان کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دین برای شما پسندیدم.
پیامبر فرمود: «الله اکبر بر کامل شدن دین و تمام شدن نعمت و خشنودی پروردگار به رسالت من و ولایت علی پس از من.»
آن روز، مردم — از جمله ابوبکر و عمر — به علی علیهالسلام تبریک گفتند. عمر گفت: «بخٍّ بخٍّ لک یا علی، أصبحت مولای و مولی کل مؤمن و مؤمنة» — آفرین بر تو ای علی! مولای من و مولای هر مرد و زن مؤمن شدی.
آنچه از این حکایت میماند
غدیر، پیش از آنکه یک ادعای تاریخی باشد، یک طرح مدیریتی است: دینی که پیامبرش میرود، باید مرجع بماند.
و آن دو یادگار — قرآن و عترت — معنایش این است که متن بدون مفسر، و مفسر بدون متن، هر دو ناقصاند.
عید غدیر را «عید الله الاکبر» خواندهاند. چون در آن، دین از یک پیام شخصی به یک نظام پیوسته تبدیل شد.